تبليغاتX
زمزمه های عاشقانه
آلبوم خلوت بوسه با صدای به یاد ماندنی

سیاوش سهراب منتشر شد........

+ نوشته شده در  جمعه نهم مرداد 1388ساعت 0:59  توسط سارا  | 

 

                             گریه با من غریبی می کند

 

ديگر باور نميكنم كه مي شود عاشقانه زندگي كرد و خوشبخت بود باور نميكنم كه باز هم مي شود عاشقانه خنديد و گريه نكرد

 ديگر به آسمان خيالم پر نخواهم كشيد و ديگر به زور رويا خوابم نخواهد برد

ديگر قدم نميزنم و ديگز با بارش هر باراني عاشقتر نخواهم شد

ديگر وقتي صداي قارقار كلاغي را ميشنوم با خود نمي گويم شايد از تو خبري در راه باشد

ببين كه بعد تو حقيقت باورهايم رنگ باخته است و بايد حرفهاي تلخ و پر كنايه ء بهنه هايم را به جان بخرم

اعتراف ميكنم بودن با تو تسكين اين نفسهاي زخم خورده ام بود ،چرا آرامشم را از من ربودي ؟

گريه با من غريبي ميكند و بغض گلويم را ميفشارد

انگار چشمان اين ديوارهاي سرد و تاريك به تنهايي من خيره مانده است و ثانيه ها به سختي قدم برمي دارند تا من بهتر درد تنهايي را احساس كنم

انگار پنجره ها با آفتاب بيگانه شده اند  و ابرها از شهر من سفر كرده اند،انگار كسي مرا به خاطر نمي آورد

چه تنهايي دلگيري و چه روزهاي دلتنگي با من همراه شده است

اين اتاق پر از خاطره ء تنهايي من است .....

چه ديوانه وار با آيينه حرف ميزنم و چه غريبانه با سكوت به تنهايي رسيدم بي تو .....

اي خاطرات به جاي مانده رهايم كنيد و اي خاطرات شيرين گذشته رهايم كنيد ، رهايم كنيد از افكار شكستهء پشيماني ، بگذاريد ومدفون شوم درهمين دقيقه هاي پريشاني

قدرتي نمانده تا سعي كنم تقدير را تغير دهم به آنچه که دل می خواهد

پرواز را فراموش ميكنم و در اعماق سقوط شكستهايم پنهان مي شوم تا كسي مرگ آرزوهايم را نيبند

چه غريبانه فاصله ميگيرند دقايق با تو بودنم از خاطر زمان و چه آرزوهايي كه عاشقانه در وجودم بيرنگ شدند بي تو

چه وقت دوباره مي خندم به روزگاري كه خوش است نميدانم..............

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 20:53  توسط سارا  | 

صداي گريهء شب را ميشنوي ؟

خوب گوش كن ......

تكرارهاي اين روزهاي غمزده را احساس ميكني ؟

خوب فكر كن .........

اين شهر را نگاه كن كه چطوردر آلودگي غرق شده.....

اين مردم را ميبيني كه چقدر سرد و بي تفاوت از كنار هم ميگذرند و حرفي براي گفتن ندارند ؟

اينها به راستي انسانند ؟ اينها بيشتر شبيه مجسمه هايي هستند كه سالها پيش ساخته شده اند و زير گرد و غبار زمان مدفون شده اند.

دوست من خيال نكن من و تو از اين جماعت جدا هستيم ، نه ،به خودت نگاه كن ، به آرزوهايت فكر كن ،چقدر احساس خوشبختي ميكني ؟ من كه ميدانم پشت خنده هايت چقدر بغض و گريه پنهان گردي ...........

خداوندا ، اين انسانها چه از جون هم ميخواهند كه اينطور زير پاي هم را خالي ميكنند تا شايد يك پله به ترقي نزديك شوند ؟

صداي گريه ء بي بهانهء نوزادان نا خوانده اي  را ميشنوي كه تا چشم به كابوس اين دنيا گشودند بي اختيار فقط اشك ريختند ؟

صداي نفس هاي وحشت زدهء دختران كم سن و سالي را كه نا خواسته در دام آينده اي شوم گرفتار شده اند را ميشنوي ؟

احساس جواني را كه غرورش را شكستن ميفهمي ؟

حتي اگر خودت را مثل من در اتاق تنهايي ات پنهان كني باز هم  تمام اين صداهارا خواهي شنيد .

ميبيني چه دردهاي بزرگي گريبان مارا گرفته ؟

كاش هرگز متولد نمي شديم تا به حكم انسان بودنمان مجبور شويم اداي انسان ها را در بياوريم .......

لحظه هاي غريبي در پيش است ، به آسمان نگاه كن ، باران را تماشا كن و به دريا خيره شو و سكوت كن ........

با غربت دنيا غريبي نكن زيرا خيلي زود لبريز افكار دنيوي ميشوي كه به خاطرشان دست به هر كاري خواهي زد

فقط هرگز يادت نره كه تو يك انساني نه يك انسان نما.....   

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 12:48  توسط سارا  | 

به زودي منتظر آلبوم جديدي به نام رفيقانه  با صداي امير فاتحي باشيد ........

آهنگساز اين اثر بابك زرين ميباشد كه چهار تنظيم اين مجموعه با وي بوده است .

تنظيم دو كار از اين  آلبوم به عهده ء نيكان ميباشد و مهران خليلي و پوريا حيدري نيز هر كدام يك كار را تنظيم كرده اند .

چهار ترانه متعلق  به   يغما گلرويي    ميباشد  و از ترانه هاي

 حسن عليشيري و حميد رضا صمدي وكوروش سميعي و

بابك صحرايي در اين آلبوم استفاده شده است .  

 اين آلبوم در استوديو پاپ ضبط وميكس و مسترينگ شده است .

صدابرداران  اين  مجموعه   ناصر فرهودي  و حميد آداب  و                      كامبيز شاهين مقدم و ميلاد فرهودي بوده است.

به كليه دست اندر كاران اين مجموعه بايد خسته نباشيد گفت .

از همين وبلاگ منتظر خبر به بازار آمدن اين آلبوم باشيد.

لازم به ذكر است كه  امير فاتحي  خوانندهء  تيتراژ پاياني فيلم سينمايي بازنده به بازيگري محمدرضا فروتن و ميترا حجار و حمید گودرزي  بوده است.

مطمئن باشيد مثل ما از شنيدن اين آلبوم لذت خواهيد برد. 
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388ساعت 16:52  توسط سارا  | 

زاهراد ( زاره یالدزچیان ) :

 ( شاعر شدن سرنوشتی است که از آن گریزی نیست)

 یک آن

به آسمان نگاه کن.

میبینی؟

آنجا در وسط آسمان

جای ستاره ای است .

 

                      خاچیک خاچر

                      تهران 25 فوریه 2007

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 13:55  توسط سارا  | 

 
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 13:1  توسط سارا  | 

                                            خاکستر کهنه....

 ·  دستهایم را بر دیوارهای  تنهایی ام میکشم  تا شاید بتوانم دوباره برخیزم از این بستر فراموشی....

·      چند سال گذشت ؟....

·      هیچ چیز به خاطر ندارم ....

·  چقدر پیر شدم ، از آیینه میترسم ،از فردا می ترسم ، دیگر از خودم هم میترسم......

·      من میترسم ؟

·      چه بر سرم آمد ؟ نمیدانم..........

·      شاید دیگرکسی  مرا به خاطر نیاورد ....

·      حتی احساسم این روزها از سرمای درونم میگریزد...

·      مگر چه بر سرم آمده ؟

·      چقدر ناتوان شده ام  ،   حتی   دیگر قدرتی  برای نفس کشیدن هم  ندارم.....

·      حتی اشکهایم یخ بسته از این سرمای بیگانه ء دقایقم با تقدیر هر روزم ....

·      خورشید می سوزد اما  من   زیر  همین   آسمان آفتابی

       چه سردم......

·  کجاست   روزنه ء  امیدی   که    گرما    ببخشد  به این لحظه های دلواپسی امروزم ؟

·      کجاست  آرامشی  که  خاموش کند  آتش  این  روزهای بی سامانی ام  را ؟

·      دیگر از این آ واره ء خسته چیزی نمانده  به جز یک مشت  خاکستر کهنه....

·      رهایم  کنید ای ثانیه های بی هدف .....که دیگر زمان مرگ آرزوهایم نزدیک است .....

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1387ساعت 12:46  توسط سارا  | 

سلام به دوستان عزیزم

به زودی خبرهای جدیدی از ترانه هایم برایتان دارم که توسط استاد بابک زرین آهنگسازی شده است

 ملودی های بابک زرین به ترانه های من رنگ تازه ای بخشید و کمک و راهنمایی های بیدریغ ایشان باعث شد تا عمیق تر از قبل فکر کنم وبتوانم بهتر از گذشته  بنویسم.

به نظر من این ملودی است که می تواند به یک ترانه روحی ماندگار و زیبا ببخشد (البته این یک نظر شخصی است)

همین جا از زحمات این استاد بزرگ تشکر میکنم و برایشان آرزوی موفقیت روزافزون دارم.

   

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 15:4  توسط سارا  | 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 22:49  توسط سارا  | 

 

 

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مهر 1387ساعت 2:3  توسط سارا  |